علت بحث دنیا و مذمت آن در نهج البلاغه
چرا در کلمات امیرالمؤمنین علیه السلام به این مطلب توجه بسیار شده است؟ این یک امر تصادفی نیست بلکه به سلسله خطرهای عظیمی که در دوران خلافت خلفای راشدین به دلیل نقل و انتقال مال و ثروت متوجه جهان اسلام گردیده بود، مربوط می شود. حضرت علی علیه السلام چون این خطرها را لمس می کرد، با آن ها به مبارزه برخاست؛ مبارزه ای عملی با منطق و بیانی آشکار که در سراسر نهج البلاغه منعکس است.
در این دوران، مسلمانان به پیروزی های بسیاری دست یافتند که این مسأله، مال و ثروت فراوانی را به جهان اسلام سرازیر کرد. این ثروت به جای مصرف شدن در امور عمومی بیشتر در اختیار افرادی خاص قرار گرفت و این افراد به ثروت بی شماری رسیدند (به ویژه در زمان عثمان). این گونه بود که دنیاپرستی و رفاه زدگی در جامعه ی اسلامی شیوع یافت و اخلاق اجتماعی مسلمانان به انحطاط گرایید.
مذمت دنیا هرگز متوجه جهان آفرینش نیست؛ زیرا همه چیز بر پایه ی خیر، حکمت و حسن و غایت آفریده شده است.
الذی أحسن کل شی ء خلقه6
همان کسی که هرچیزی را که آفریده است، نیکو آفریده.
ماتری فی خلق الرحمن من تفاوت7
در آفرینش آن بخشایشگر هیچ گونه اختلاف [و تفاوتی] نمی بینی.
این که در مذمت دنیا اشاره شد، علاقه به دنیاست. منظور از علاقه هم تمایلات طبیعی و فطری نیست، بلکه مقصود، وابستگی به امور مادی و دنیوی و در اسارت آن ها بودن است که خود، توقف، رکود، سکون، نیستی و باز ایستادن از حرکت و پرواز است و دنیاپرستی نام دارد. اسلام با دنیاپرستی مبارزه می کند؛ زیرا با نظام تکاملی آفرینش معارض است و مبارزه با آن، هم گامی با ناموس تکاملی آفرینش به شمار می رود.8
پس تعلق و وابستگی به دنیا و استحاله شدن وسیله به هدف مذموم می باشد و این خطرنـاک ترین بیمـاری و مهم ترین آفتی است که نهج البلاغه نسبت به آن هشدار می دهد.9
برچسب:
نویسنده: آرتمیس کوهی