خرید بک لینک

درباره سایت

درباره دنیا

امکانات وب

.
فبئست الدار لمن لم یتهمها و لم یکن فیها علی وجل منها.2
بد سرایی است برای کسی که به آن بدگمان نبوده و هنگام اقامت در آن از خطرش خوف و ترس نداشته است.
آن چه در این باب، مهم است فهم دنیای مذموم است تا انسان طالب آخرت، از آن دوری جوید. دنیا به معنای اعم آن، به خودی خود نه پسندیده است و نه ناپسند. اگر در امور مشروع و در راه جلب رضایت پروردگار بلندمرتبه به کار رود، نیک، پسندیده و ممدوح، و اگر در امور نامشروع و غیرمعقول به کار رود، زشت، ناپسند و مذموم خواهد بود.
دنیا وسیله ی امتحان و آزمایش انسان است. چنان چه وسیله ی کسب معنویات باشد، پسندیده و اگر خود، هدف و منظور واقع شود، ناپسند و مذموم است.3
علامه مجلسی می گوید:
دنیای نکوهیده مرکب است از اموری که انسان را باز دارد از اطاعت خدا و دوستی او و تحصیل آخرت. پس دنیا و آخرت باهم متقابلند.
هرچه باعث رضای خدای سبحان و قرب او شود از آخرت است گرچه به حسب ظاهر از دنیا باشد، مثل تجارت و زراعت و صنعتی که مقصود از آن ها معیشت عیال باشد برای اطاعت امر خدا، صرف کردن آن ها در مصارف خیریه، کمک کردن به محتاجان و صدقات. این ها همه از آخرت است، گرچه مردم آن را از دنیا دانند. ریاضت های ساختگی و کارهای ریاکارانه گرچه با تزهد و انواع مشقت باشد، از دنیاست؛ زیرا سبب دوری از خدا شود و قرب به سوی او نیاورد، مثل اعمال کفار و مخالفان.4
انسان به طور فطری، حیات را دوست دارد و مقصود از نکوهش دنیا، نکوهش حیات و علاقه های طبیعی و فطری انسان نیست. بلکه مقصود، نکوهش علاقه ای قلبی است که موجب اسارات انسان به دست دنیا می شود و این امر مذموم را در اسلام عبادت دنیا می نامند.5

علت بحث دنیا و مذمت آن در نهج البلاغه

چرا در کلمات امیرالمؤمنین علیه السلام به این مطلب توجه بسیار شده است؟ این یک امر تصادفی نیست بلکه به سلسله خطرهای عظیمی که در دوران خلافت خلفای راشدین به دلیل نقل و انتقال مال و ثروت متوجه جهان اسلام گردیده بود، مربوط می شود. حضرت علی علیه السلام چون این خطرها را لمس می کرد، با آن ها به مبارزه برخاست؛ مبارزه ای عملی با منطق و بیانی آشکار که در سراسر نهج البلاغه منعکس است.
در این دوران، مسلمانان به پیروزی های بسیاری دست یافتند که این مسأله، مال و ثروت فراوانی را به جهان اسلام سرازیر کرد. این ثروت به جای مصرف شدن در امور عمومی بیشتر در اختیار افرادی خاص قرار گرفت و این افراد به ثروت بی شماری رسیدند (به ویژه در زمان عثمان). این گونه بود که دنیاپرستی و رفاه زدگی در جامعه ی اسلامی شیوع یافت و اخلاق اجتماعی مسلمانان به انحطاط گرایید.
مذمت دنیا هرگز متوجه جهان آفرینش نیست؛ زیرا همه چیز بر پایه ی خیر، حکمت و حسن و غایت آفریده شده است.
الذی أحسن کل شی ء خلقه6
همان کسی که هرچیزی را که آفریده است، نیکو آفریده.
ماتری فی خلق الرحمن من تفاوت7
در آفرینش آن بخشایشگر هیچ گونه اختلاف [و تفاوتی] نمی بینی.
این که در مذمت دنیا اشاره شد، علاقه به دنیاست. منظور از علاقه هم تمایلات طبیعی و فطری نیست، بلکه مقصود، وابستگی به امور مادی و دنیوی و در اسارت آن ها بودن است که خود، توقف، رکود، سکون، نیستی و باز ایستادن از حرکت و پرواز است و دنیاپرستی نام دارد. اسلام با دنیاپرستی مبارزه می کند؛ زیرا با نظام تکاملی آفرینش معارض است و مبارزه با آن، هم گامی با ناموس تکاملی آفرینش به شمار می رود.8
پس تعلق و وابستگی به دنیا و استحاله شدن وسیله به هدف مذموم می باشد و این خطرنـاک ترین بیمـاری و مهم ترین آفتی است که نهج البلاغه نسبت به آن هشدار می دهد.9

برچسب: نویسنده: آرتمیس کوهی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 19:07

صفحه بندی